شيخ ذبيح الله محلاتى
366
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
آنها تبعيت بنمايد هرگاه باب كه ريشه و پايهء مذهب باب و بهاست اينقدر جاهل باشد كه در مجلسى كه در شيراز و غير آن بر سر پا كردند و او را حاضر كردند و از هر علمى و قواعد دينى سؤال كردند اصلا نتوانست يكى را جواب بگويد از حال ديگران چه مىپرسى بالاخره در تبريز در روز دوشنبه بيست هفتم شهر شعبان سنه 1266 على محمد باب را كشتهاند بعد از اينكه او را با پاى برهنه پياده با يك شبكلاهى در كوچهها و بازارها گردانيدند و پس از اينكه لاشه او را از دار فرود آوردند جسد او را چند روز در ميان شهر به هر طرف مىكشيدند آنگاه در بيرون دروازه انداختهاند و طعمه سباع شد و ديگر ملا حسين پسر ملا عبد اللّه صباغ بشرويهى كه نه سال پاى درس سيد كاظم رشتى بود چون از اين دروس بهرهاى نيافت بكاشان آمد و بحاجى آقاجانى بابى متصل گرديد و از آنجا بخراسان رفته و مشغول تبليغ گرديد و آتش جنگ قلعه طبرسى را او بر سرپا كرد و چندين هزار مسلمانان را بكشتن داد بالاخره مقتول گرديد و ديگر از رؤساى ايشان ملا محمد على زنجانى است كه مدتى شاگرد شريف العلماء بود بعضى از مسائل فقه و اصول را از ايشان اخذ كرده و خود را از فحول علماء مىدانست از آنجا بزنجان رفته چون مايه علمى نداشت به گفتن ترهاتى چند خواست خود را معروف بنمايد مثل سجده كردن بر بلور و پاك بودن منى و اينكه ماه رمضان هميشه سى روز تمام است و امثال آن بسيار نشر داد تا اينكه علما بفرياد آمدند و دفع او را بقانون شرع واجب دانستهاند و صورت حال را بمحمد شاه خبر دادند بالاخره بباب ملحق گرديد و طولى نكشيد كه پانزده هزار جمعيت بدور او جمع شد مردم را گفت امروز از ايام فترت حساب مىشود هيچ تكليفى بر مردم نيست و خداى تعالى به هيچ گناهى كسى را عقوبت نفرمايد و مردم را بشراكت اموال و ازواج فتوى مىداد تا محمد شاه از جهان برفت ناصر الدّين شاه لشكر از پس لشكر همىفرستاد بزنجان و محاربه به طول انجاميد و خلق بسيارى از طرفين كشته گرديد